ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
218
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) احمد بن حجّاج خراسانى از عبد اللّه بن مبارك ، از يونس ، و معمر از زهرىّ ، از ايّوب بن بشير انصارى ، از برخى از اصحاب رسول خدا ( ص ) نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) بيرون آمد و بر منبر نشست و شهادت به يگانگى خدا داد و بر شهداى جنگ احد استغفار فرمود و گفت : همانا بندهيى از بندگان خداوند به گزينش ميان دنيا و زندگى و آنچه در پيشگاه الهى است مخير شده است و او آنچه را در پيشگاه الهى است برگزيده است . اول كس كه فهميد مراد خود رسول خداست و گريست ، ابو بكر بود . پيامبر ( ص ) فرمود : آرام باش . اين درهايى را كه از خانهها به مسجد باز مىشود ببنديد مگر در خانهء ابو بكر را و من از صحابه مردى را نمىشناسم كه به اندازهء ابو بكر بر من حق داشته باشد . محمد بن عمر [ واقدى ] از زبير بن موسى ، از ابو الحويرث نقل مىكند كه مىگفته است * چون پيامبر ( ص ) دستور داد درهاى خانهها كه به مسجد بود بسته شود ، مگر در خانهء ابو بكر ، عمر گفت : اى رسول خدا دستورى دهيد من روزنهيى بگشايم كه چون به نماز بيرون آييد شما را ببينم . فرمود : نه . محمد بن عمر [ واقدى ] از عبد الرحمن بن حرّ واقفى ، از صالح بن ابو حسّان ، از ابو البدّاح بن عاصم بن عدىّ نقل مىكند كه مىگفته است * عبّاس بن عبد المطّلب گفت : اى پيامبر خدا ، چرا در خانهء گروهى را باز گذاردى و در خانهء برخى را مسدود فرمودى ؟ فرمود : اى عبّاس ، من نه از پيش خود باز گذاردم و نه از پيش خود مسدود كردم . مخيّر شدن پيامبر ( ص ) [ به مرگ يا زندگى ] وكيع بن جرّاح و روح بن عبادة از شعبه ، از سعد بن ابراهيم ، از عروة ، از عايشه نقل مىكنند كه مىگفته است * چنين شنيده بودم كه هيچ پيامبرى نمىميرد مگر اينكه مخيّر شود به انتخاب زندگى يا مرگ و اين جهان يا آن جهان . گويد ، رسول خدا ( ص ) در بيمارى مرگ خود لحظهيى چند گرفتار نوعى سنگينى در صداى خود شد و شنيدم كه مىفرمود : « همراه آنان از پيامبران و صديقان و شهيدان و نيكوكارانى كه خداوند بر آنان انعام فرموده است و بهترين همنشين هستند » [ 1 ] . و چنين پنداشتم كه ايشان را مخيّر كردهاند .
--> [ 156 - 149 ] . - م . [ 1 ] . آيهء 69 از سورهء نساء . - م .